در این مطلب، جدیدترین اخبار و اطلاعات مربوط به «میر محمد امین موسوی سعادت علی خان نیشابوری» را به همراه نکات مهم و جزئیات تکمیلی خواهید خواند.
در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید.
میر محمد امین موسوی سعادت علی خان نیشابوری

میر محمد امین موسوی نیشابوری (۱۶۸۰ متولد نیشابور ایران -۱۷۳۹/۳/۱۹ میلادی وفات در دهلی ) سردار ایرانی تبارِ هندی و بنیانگذار سلسلهٔ نوابهای اَوَدْهْ در شبه قاره هند بودهاست.
سعادتخان که در دوران نفوذ سادات بارها به مقامات عالی رسیده بود، برای سرنگونی حسین علی خان شاه تراش با محمّد شاه همکاری نمود و شاه گورکانی به میرمحمّد امین نیشابوری لقب بهادر داد و در روز ۲۹ ذیالقعده ۱۱۳۴ق حکومت اوده به او بخشیده شد. این منطقه از زمان بابر گورکانی بخشی از امپراتوری مغول بود. وی را برهان الملک لقب دادند و او به سعادت علی خان شهرت یافت و حکومت حاکمان شیعه گرایِ نیشابوری برای مدت بیش از ۱۳۰ سال ادامه یافت.
در سال ۱۱۵۲ق به هنگام حمله نادرشاه به هند، سعادت علی خان میان محمّد شاه و نادر شاه صلح ایجاد نمود و نادرشاه به وی خلعت پوشاند و اجازه داد تا بهطور خصوصی شرفیاب شود و بدین ترتیب سعادت علی خان، نماینده تام الاختیار دو پادشاه هند و ایران شد.
سعادت علی خان شهر فیض آباد هند را مرکز حکومت خود قرار داد و ضعف دولت مرکزی در دهلی باعث شد که ایالت اوده به یک منطقه خودمختار تبدیل شود و علما از سراسر هند، ایران به فیض آباد مهاجرت نمایند و به خاطر حمایتهای سعادت علی خان، ایالت اوده مرکز استقرار دانشمندان، شاعران و مهد علوم و فنون اسلامی گردید. در سال ۱۱۸۸ق پایتخت اوده از فیض آباد به لکنو منتقل گردید.
منبع : ویکیپدیا
**************
برهان الملک ، سعادت خان نیشابوری ، سردار ایرانی تبار هندی و بنیانگذار سلسلة نوابهای اَوَدْهْ * (1136ـ1272). منابع هندی او را میرمحمد امین بن سیدنصیر موسوی و اهل نیشابور معرفی می کنند که نسبش به امام موسی کاظم علیه السلام می رسد و در منابع فارسی به سعادت خان نیشابوری مشهور است
چگونگی و تاریخ دقیق ورود او به هند ودربار بابریان با ابهام همراه است . به گفتة غلامعلی خان نقوی دهلوی (همانجا)، میرزا نصیر، پدر برهان الملک با پسر بزرگش میرمحمدباقر در 1118 از نیشابور به هند رفت و در عظیم آباد ساکن شد. دو سال بعد میرمحمدامین در جستجوی آنان به هند رفت . پدرش درگذشته بود و او همراه برادرش به خدمت سربلندخان ، صوبه دار گجرات ، در آمد. محمد کاظم مروی از سرگذشت او اطلاع بیشتری می دهد. زادگاهش را نیشابور و او را راهزن می داند که اموال کاروانی را که از عراق به مشهد می آمد تاراج کرد. پس از این واقعه ، ناگزیر از نیشابور به مشهد گریخت و از آنجا به هرات و سرانجام به قندهار رفت . در آنجا نیز، پس از زد و خورد با داروغه و کشتن او، مجبور به ترک شهر شد. سپس مدتی در غزنین و کابل به سر برد و سرانجام به لاهور رفت . به طور اتفاقی ، در جریان شکار، جان رحمت الله خان حاکم لاهور را نجات داد و به دربار او راه یافت . پس از این ماجرا، سعادت خان چندین بار، به دستور رحمت الله خان ، برای سرکوبی امیران افغانی که به تحریک قبادخان پسر عموی رحمت الله خان در آن حدود سرکشی می کردند فرستاده شد و آنان را شکست داد. اختلافات رحمت الله خان و قبادخان ، که داعیة حکومت داشت ، سبب شد تا به صوابدید رحمت الله خان لاهور را ترک کند و به شاهجهان آباد (دهلی ) برود. زیرا قبادخان صلح را در گرو تحویل او قرار داده بود.
در دهلی با سفارش محبت خان ، که از معتمدان فرخ سیَر بود، به دربار او راه یافت . فرخ سیر به او منصب یکهزاری داد . پس از آن با محبت خان برای سرکوبی راجپوتها عازم شمال هند شد، اما محبت خان در راه در گذشت . سعادت خان از پراکندگی سپاه جلوگیری کرد و با سرکوب راجپوتها، فرخ سیر منصب هفت هزاری به او داد
پس از مرگ فرخ سیر، محمدشاه با حمایت ساداتها، که در هند قدرت بسیار یافته بودند، به حکومت رسید. سلطة سیدحسینعلی خان بارهه امیرالامرا و برادرش سیدعبدالله بر دربار هند موجب نارضایی محمد شاه بود. حمایت پنهان فرمانروا از چنگلیش خان (نظام الملک ) و سعادت خان به درگیری آنان با حسینعلی خان بارهه انجامید که با مرگ سید حسینعلی خان ، تسلط ساداتها بر دربار دهلی پایان یافت . محمدشاه به پاس خدمات سعادت خان ، لقب بهادر جنگ و نشان «ماهی مراتب » به او داد . برهان الملک در 1133 به حکومت اَوَدْهْ برگزیده شد و پس از چندی با سرکوبی شورش شیخ زاده های لکهنو، شهرهای بنارس ، غازی پور، جونپور، چنارگره را هم تحت سلطة خویش درآورد . محمدشاه این بار نیز با اعطای لقب برهان الملک او را پاداش داد
در 1149، مراتهه ها از رود جمنا گذشتند و به اوده حمله بردند. برهان الملک آنان را بسختی شکست داد. پس از این جنگ ، خان دوران ، امیرالامرا و نظام الملک حاکم دکن به برهان الملک پیوستند و مراتهه ها را که به دهلی نزدیک شده بودند سرکوب کردند. با پیشنهاد فرمانبرداری مراتهه ها از دربار دهلی ، میان آنان و نظام الملک قرارداد صلح بسته شد. چون این کار بدون مشورت با برهان الملک انجام گرفته بود، او رنجید و از رفتن به دربار خودداری کرد وبه اوده بازگشت
در 1151، که نادرشاه افشار به هندوستان حمله کرد، محمدشاه از برهان الملک خواست تا برای مقابله با نادر به اردوی کَرنال برود برهان الملک در 14 ذیقعده به اردوی محمدشاه پیوست ، اما سپاهیان نادر سیورسات لشکریانش را، که در عقب حرکت می کرد، به تاراج بردند . ازین رو شتابزده به جنگ نادر رفت . در آن هنگام بسیاری از فرماندهان سپاه هند با آغاز جنگ موافق نبودند و تنها امیرالامرا، خان دوران ، به یاریش آمد. نتیجة نبرد، شکست لشکریان هند و اسارت برهان الملک و زخمی و کشته شدن خان دوران بود.
نظام الملک که پس از مرگ خان دوران فرماندهی کل سپاه هند را داشت ، برای مذاکرة صلح به اردوی نادر آمد و با پرداخت پنج میلیون روپیه به نادرشاه صلح برقرار شد اما برهان الملک ، که به سبب کینة دیرینه اش از قدرت گرفتن نظام الملک خشمگین بود، نادر را تشویق کرد تا برای به دست آوردن غنایم بیشتر به دهلی برود و شاید این یکی از انگیزه های رفتن نادر به آن شهر بود ازینرو نادرنماینده اش طهماسب خان جلایر را که از محمدشاه فرمانی برای تحویل کلیدهای شهر داشت ، به همراهی برهان الملک به دهلی روانه کرد.
برهان الملک ، چند روز پس از ورود به دهلی ، در 10 ذیحجة 1151 درگذشت دربارة علت مرگ او اختلاف نظر هست . برخی از مورخان گفته اند که چون قادر به پرداخت غرامت تعیین شده نبود و در نتیجه از نادر اهانت دید، خودکشی کرد به نوشتة منابع دیگر، زخم کهنه ای که برهان الملک در پایش داشت ، موجب مرگش شد روایت اخیر صحیحتر به نظر می رسد، زیرا برهان الملک در کرنال نیز از درد پا بشدت رنج می برد
پس از مرگ ، به دستور نادر دارایی او ضبط شد سلسلة نوابهای اوده نزدیک به 130 سال در این ناحیه حکومت کردند و سرانجام واجدعلی خان ، آخرین حکمران اوده ، به دست انگلیسیها در 1272/1856، از حکومت برکنار شد
برهان الملک طبع شعر داشت و گاهی اشعار رزمی می سرود و امین تخلص می کرد. واله داغستانی ، تذکره نگار مشهور، در خانة او اقامت داشت
برچسب:
نویسنده: رادین شاکری